تبليغاتX
سپیده از وزن 72کیلو به 50کیلو میرسد























سپیده از وزن 72کیلو به 50کیلو میرسد

خدایا تو را سپاس به خاطر تمام نعمت هایی که به من دادی.

سلام روزه نماز هاتون قبول.حقیقتش تا اینجا سلامتیم برام مهم بود اما از این جا به بعد زیبایی هم برام خیلی مهم شده. از برنامه های آتی ام اینه که یه کلاس رقص ثبت نام. حتما باشگاه سر خیابونمون هم ثبت نام میکنم.

خبرهای بعدی متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.

نوشته شده در جمعه 14 مرداد1390ساعت 13 توسط سپیده| |

فردا وضعیت
ساعت ۶ بیدار باش
یکساعت تردمیل صبح
۳۰۰ کالری صبحانه
ساعت ۱۰ قرار با خانوم سبحان وردی وخرید خرید قرص ویتامین ای
رفتن به موسسه زبان کیش جهت تعیین سطح
۲۰۰ کالری نهار
یکساعت تردمیل شب
۲۰۰ کالری شام
نوشته شده در جمعه 1 مرداد1389ساعت 18 توسط سپیده|

۱.کل کالری امروزم رو برای صبحونه دریافت کردم. امروز دیگه سهمی ندارم از مواد غذایی!

۲.سعی میکنم دیگه غیر رژیمی ننویسم. تا تمرکزم روی روند کاهش وزنم باشه.

۳.همین. این روزا ته کشیدم.

نوشته شده در جمعه 31 اردیبهشت1389ساعت 11 توسط سپیده| |

سلام.

۱.بنده لیوان هستم. (بله درست خوندید پلک نزنید و از اول نخونید) سیر هم که باشم بازم دهن مبارک بازه. خوشبختم از اشناییتون.

۲.کارم شده این و اونو روحیه دادن ...دلداری دادن... از طبقه ۵ که اویزون شده خودشو بکشه بیارمش پایین... طناب از دور گردن خودکش جماعت باز کنم... کرکس های عاشق رو بهم برسونم... بنگاه شادمانی باز کردم...کلا".

۳. مثل  بادکنک شدم. گنده و تو خالی. ظاهرم اسباب شادی این و اون. درونم اسباب گریه خودم.

۴.پنجشنبه ازمون استخدامی باید شرکت کنم.دوستان با دلهای پاکتون برام دعا کنید قبول شم.

۵.نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن رفتن و اومدن  که بهش نمیگن زندگی اسمش روزمره گیه

۶. کماکان پرپر میزنم . عاقبت یه روز خسته میشم. تاخ میوفتم میمیرم.

۷.به طور کلی تلخ هست روزگارم. برای همین سعی میکنم تلخ ننویسم.

۸. یا فاطمه زهرا رو سیاه روسیاه اومدم دم خونه ات. در و باز میکنی خانوم؟ منو راه میدی خانوم؟ خسته ام خانوم. بیچاره ام خانوم. میگن خیلی مهربونی خانوم. میگن سرور هر چی خانومه شمایین خانوم. میگن خانوم خانومایین. میگن عشق پیغمبر و حضرت علی بودین

.ای  عشق دو عالم دستمو میگیری؟

نوشته شده در دوشنبه 27 اردیبهشت1389ساعت 13 توسط سپیده| |